تبلیغات
انجمن علمی فناوری اطلاعات پیام نور درگز - مطالب انجمن IT دانشگاه پیام نور درگز
انجمن علمی فناوری اطلاعات پیام نور درگز
30007976543210
ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 تیر 1389 توسط انجمن IT دانشگاه پیام نور درگز

یا فاطمه الزهرا

همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)  مجلس ذکر مصیبتی به مدت 5 شب،از ساعت 8 شب در محل دانشگاه برگزار می شود. 

ضمنا وسیله ایاب و ذهاب مهیاست.

                                                                            التماس دعا




طبقه بندی: اخبار و اطلاعیه های دانشگاه، 
ارسال در تاریخ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 توسط انجمن IT دانشگاه پیام نور درگز




طبقه بندی: گالری تصاویر، 
ارسال در تاریخ دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 توسط انجمن IT دانشگاه پیام نور درگز

از دوستانی که مایلند تو این وبلاگ با ما همکاری داشته باشند.

عکسی،مطلبی،حرفی،حدیثی،شعر،کاریکاتورو...

دعوت میشود  مطالب خود را به آدرس   aliandamir@yahoo.com  بفرستند،تا در وبلاگ درج شود.




طبقه بندی: دعوت به همکاری، 
ارسال در تاریخ جمعه 7 اسفند 1388 توسط انجمن IT دانشگاه پیام نور درگز

استاد، متی ترانا و نراک!

ای مهربان !

بگذار تا در میان شب های عزلت و تنهایی در درگز با تو سخنی داشته باشیم.

بگذار تا با تو از درد جانکاه سختیه دروسی که همه ی وجودمان را لرزانده گفتگو کنیم.

بگذار تا بنالیم.

از درد C و پاسکال و داده ،که با غیبتت همه ی پشت و پناهمان رفت.

ای مهربان !

پس از تو دیگر دانشگاه، هیچ استادی برای ما نداشت.

هیهات، که حتی رئیس هم در عسرت دوری، همه ی رمقش را از دست داده و دیگر تلاشی نمی کند.

گویی او نیز در فراقت سر در جیب خود کشیده تا با خیالی، دلخوش باشد.

عزیز ترینم !

با خود گفتم: بخوابم شاید شبی،در رویایم قدم بر چشمم نهی،

شاید آن چهره ی مهربان را در خواب بنگرم.

مرا چه می شود؟

چشم بر هم می نهم تا در خواب ببینمت اما، ترسی بر جانم چنگ می زند و مرا بر پای می دارد و نهیبی از درون که:

ای خفته !

شاید بیاید و کوییزی بگیرد!

آنگاه چگونه سوال هایش را پاسخ گو باشم؟

دیگر مرا نه خواب است و نه بیداری.

دلی به خواب خوش کردم ام و دلی به بیداری.

مهربانم !

ترم که شروع می شد به خود می گفتم:شاید این ترم، همه را پاس کنی.

وای بر من !

وای بر من باد که هنوز در حسرت دیدار تو مانده ام

و دوباره

و دوباره افتادم!

و من در عجبم...... .

وای بر من !  وای بر من !  وای بر من !

خوب می دانم که مرا نیازی به نوشتن این نامه ی غمگانه نیست.

چون دیگر همه چیز تمام شده است و نمره ها را رد کرده ای.

استادم !

هیچ صدای مشروطیان و افتادگان را شنیده ای ؟

هیچ مردان ره گم کرده در برهوت زمین را می شناسی ؟

هیچ صدای گریه ی دختران را در سالن شنیده ای ؟

مهربانم !

وقتی که رفتی همه چیز با تو رفت.

همه ی دانش و نمره و پیشرفت!

ای دستگیر افتادگان!

ای دلیل مشروط شدگان!

ای چراغ فروزنده ی شب های امتحان !

ای منتهای بی خیالی !

چه شب های امتحانی که نام تو را بر زبان جاری ساختم و کد هایی که خواندم ولی نفهمیدم!

چه روزها که به یادت دل خوش داشتم و بخاطر تو، پای پیاده، راه خاکیه دانشگاه را به خود هموار کردم.

آنگاه که می رفتی گفته بودی که جمعه روزی خواهی آمد.

از آن روز، همه ی جمعه ها را پاس داشته ام.

به همان سان که همه ی هفته را در انتظار جمعه مانده ام.

جمعه بوی تو را می دهد.

جمعه امید را پر رنگتر از هر زمان در دلم زنده میکند.

هیهات ،

جمعه که می رود،غمی دیگر در دلم چنگ می  اندازد.

پاهای لرزانم دیگر توان حمل بدنم را از دست می دهند.

غروب جمعه که فرا می رسد،پشت همه ی بچه ها می شکند.

ای همه ی خوبی!         متی ترانا و نراک!




طبقه بندی: نجوایی با اساتید، 
ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1388 توسط انجمن IT دانشگاه پیام نور درگز

قالب وبلاگ